#الهه_شرقی_پارت_442

- اينم ترانه اي كه شازده خانم دوست داشت.

- هنوز يادته؟

- تا دم مرگم يادم مي مونه... يادته تو راه شمال وقتي براي دفعه اول با هم مي رفتيم مسافرت دائماً اين نوار رو مي ذاشتي؟

- آره يادمه.

- يادش بخير. چه روزهايي داشتيم و قدرش رو ندونستيم.

كيميا نگاهي پر معني به اردلان كرد و او به ناچار جمله اش را اصلاح كرد:

- معذرت مي خوام. من احمق قدر ندونستم.


romangram.com | @romangram_com