#الهه_شرقی_پارت_427

- دو سالش بود، ولي حالا ديگه نيست.

- جدي؟

- آره. پسر بيچاره من تو يكي از پارتي هاي مادرش توي استخر افتاد و خفه شد.

كيميا چشمانش را تا آخرين حد گشود و گفت:

- اينو جدي كه نمي گي؟

اردلان بغض آلود پاسخ داد:

- متأسفانه جدي جديه.


romangram.com | @romangram_com