#الهه_شرقی_پارت_388
- كيميا جان! مثل اينكه آب و هواي پاريس حسابي بهت ساخته. خيلي جوون شدي. اصلاً بنظر نمياد...
كاوه به سرعت كلام همسرش را قطع كرد و گفت:
- راست مي گه. كيميا مثل دختر بچه هاي سيزده، چهارده ساله شدي.
كيميا سري تكان داد و در حالي كه به راحتي مي توانست ادامه جمله سالومه را حدس بزند، با بي ميلي لبخندي ساختگي زد. در همان حال پدر مغرورانه گفت:
- همينه كه به قول مادرش از اون سر دنيا، هواخواهها با سر ميان اينجا.
- پدر، خواهش مي كنم.
- كيميا! عزيزم من كه حرف بدي نزدم. اخم نكن... مي دوني كاوه، قضيه خيلي جالب شد. همچين روي همه كم شده مخصوصاً بعضي ها.
romangram.com | @romangram_com