#الهه_شرقی_پارت_361

- من پيش دكتر رفته بودم.

- خب دوباره مي رفتي.

كيميا پاسخ ديگري نداد رابين به او بيشتر نزديك شد و گفت:

- اگه نمي اومدم الان بايد زيباترين تابوت پاريس رو برات سفارش مي دادم.

كيميا كه از صراحت گفتار رابين تعجب كرده بود با حيرت نگاهش كرد و گفت:

- از لطف شما خيلي متشكرم، ولي من احتياجي به تابوت نداشتم، چون بايد منو مي فرستادي ايران.

- خب اونجا هم مي تونستي از تابوت قشنگت استفاده كني.


romangram.com | @romangram_com