#الهه_شرقی_پارت_250

- اي بابا حالا فرض كن براي ما رزرو شده.



و بعد كارت رزرو را از روي ميز برداشت. كيميا كه از كار الين هم تعجب كرده بود و هم خنده اش گرفته بود تنها سر تكان داد. چند لحظه بعد گارسون بسيار مرتبي سر ميزشان آمد و بعد از آن كه اسم الين را بر زبان راند منوي رستوران را در اختيار آنها گذاشت. كيميا با تعجب نگاهي به الين كرد و گفت:

- خيلي مشهور شدي!



الين با شيطنت سر تكان داد و گفت:

- سفارش بده ديگه.


romangram.com | @romangram_com