#الهه_شرقی_پارت_158

- باشه عزيزم. فقط يادت باشه زود بخواب، چون قيافه ات نشون مي ده كه خيلي خسته اي.

كيميا با حركت سر تأييد كرد، مادر جلوي در كه رسيد، باز ايستاد و گفت:

- يادت نره كه به مادر قول دادي.

- حتماً خيالتون راحت باشه.

مادر باز مردد ايستاده بود و كيميا حدس زد كه در گفتن جمله اي دچار ترديد است، بنابراين گفت:

- مادر جون، سفارش ديگه اي هم مونده؟

- نه عزيزم، فقط...


romangram.com | @romangram_com