#دختر_بوکسور_پارت_127

_ درد و خانمم ..کوفت و خاننمم ..حناق و خانمم ..میمردی زودتر بگی

آرتا _ حالا چرا اینقدر تو حرس میخوری ...پوستت چروک میشه ها من زن چروک نمیخام گفته باشم

_ کی میاد زن تو بشه هوا ورت داشته ها

آرتا _ اینجوری میگی که دلم بسوزه بیام از ترشیدگی درت بیارم

_ من هنوز 18 سالمه تویی که فاسد شدی

هیچی نگفت فکر کنم ناراحت شد خب به من چه شد که شد ..بعد از کلی گشتن سوئیچ رو پیدا کردم و صندوق عقب رو باز کردم خودمم

رفتم نشستم تو ماشین اونم بعد از اینکه وسایلا رو گزاشت اومد نشست تو ماشین

و راه افتاد به سمت ویلا ..

حدود نیم ساعت بعد رسیدیم ویلا هوا رو به تاریکی بود ساعت 9 شب بود و این یعنی یه روز کامل علافی .. ای خدا منو بکش از دست این راحت کن

بعد از اینکه رفتیم داخل رو به روی پله های در ورودی ویلا زد رو ترمز

آرتا _ پیاده شو

_ نمیگفتیم خودم میخواستم پیاده بشم ..

آرتا _ زودتر . چند تا از اون کیسه ها رو هم با خودت ببر

_ مگه من بارکشم


romangram.com | @romangram_com