#دختر_بوکسور_پارت_118
_ نخیر مردمش مشکل داشتن
آرتا _ منظورت کیه ؟
_ خودت بهتر میدونیی ..اه اه دختره ی نچسپ به من تیکه میندازه
یهو بلند زد زیر خنده .. ای وای خاک تو سر نفهمم کنن که بلد نیستم عین آدم حرس بخورم اه الان این پیش خودش چی فکر میکنه ؟
آرتا _ منظورت به آمای نچسپ خواهر سهراب بود ؟
دیگه کار از کار گذشته بود بزار اگه لو رفتم که حرسمو در آورده دیگه خرابترش نکنم
_ دقیقا
آرتا _ چرا اون که دختر خوبیه
_ اون خوب بود کجاش خوب بود دختره ی دماغو
آرتا _ چی دماغو ؟
_ بله دماغو ..بیشعور به من میگه بچه ..حیف که نمیشد وگرنه حالیش میکردم کی بچس
دوباره شروع کرد به خندیدن
_ رو آب بخندی چی اینقدره خنده داره بگو مام بخندیم
آرتا _ قیافه ی تو
romangram.com | @romangram_com