#دختر_بوکسور_پارت_113
_ به درک کی رات داد
وجدان_ توی بیعقل
_ حلا شرت کم تا یه سلام و علیکی با اینا داشته باشم که نیان بگن طرف چقدره بی ادبه
وجدان _ بفرما
آخیش راحت شدم از دستش پوفف
به پسره یه نگاه کلی انداختم خوشتیپ و خوشمل بود ولی این زشت بیریخت خودم یه چیز دیگه بود بله داشتم میگفتم .پسره قدش
حدود 180 .182 بود با پوستی سبزه دماغ عقابی چشای مشکی و ابرهای پرپشت البته یه کوچول ریش هم داشت یا بهتره بگم ته ریش
با سر بهش سلام کردم که اونم همونطوری جوابمو داد بعد از اون چشمم افتاد به دختره که داشت بد بد نگام میکرد ..
وا این چشه ؟ بیا منو بخور .. چرا همچین نگاه میکنه انگار ارث باباشو برداشتم والله من نه تو رو میشناسم نه باباتو دیدم که برم ارثشو
صاحاب بشم
دستمو به سمتش دراز کزدم و با لبخند بهش سلام دادم
_ سلام عزیزم خوشبختم .
با اکراه دستشو بلند کرد و فقط سر انگشتاشو زد به دستم ..همچین جوابمو داد که انگار زورش کردن ..اه اه چقدره نچسپه این دختره
دلم میخواد الان یه مشت بزنم به اون مماخش که مجبور بشه دوباره بره عمل
romangram.com | @romangram_com