#دختر_بوکسور_پارت_102
آرتا _ باید ؟
_ بله
آرتا _ کی گفته اونوقت ؟ باید خواهش کنی
_ باید ؟ کی گفته اونوقت
آرتا _ حرف خودمو به خودم تحویل نده
_ دلم میخواد
آرتا _ اصلا هر غلتی که دلت میخواد بکن به من چه
بعد هم از آشپزخونه رفت بیرون .. وا این چرا این شکلیه ؟ چرا همچین کرد ؟ خب میخاست زر زر نکنه که منم ور ور نکنم .روانپریش خب
نیاد من خودم میرم اصلا
از رو صندلی بلند شدم و آروم آروم به سمت اتاقم رفتم ..اول رفتم جلو آینه تا یه کوچولو به خودم برسم زیاد از آرایش خوشم نمیاد پس به همون مداد و ریمل و رژ بسنده کردم ..
اول از همه تو چشام مداد کشیدم بعد هم یه کوچولو ریمل زدم که جذابیت چشام دو برابر شد آخ جیگر خود خودشیفتمو برم من .
بعد هم رژ صورتی مات رو برداشتم و دو دور کشیدم خیلی خوب شده بود و لبام قلوه ای تر نشون میداد ..آخ که فدام شی زشته بیریخت
به سمت کمد لباسام رفتم و بعد از ربع ساعتی نگاه کردن بلاخره تصمیم گرفتم که شلوار کتون تنگ مشکی با یه مانتو نازک و کوتاه
مشکیمو بپوشم یه مانتوی ساده که از وسط دکمه میخورد با اینکه ساده بود ولی فوق الاده شیک و قشنگ بود و هیکل و کمر باریکمو
romangram.com | @romangram_com