#دلتنگ_پارت_361


وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندیست

شاید این راز ، همان رمز کنار آمدن و سازش با تقدیر است

زندگی شاید ،

شعر پدرم بود ، که خواند

چای مادر ، که مرا گرم نمود

نان خواهر ، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم

زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست

لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد ،

قدر این خاطره را ، دریابم

" کیوان شاهبداغی "

تنها چیزی که آرومم میکرد شعر بود..میخوام قوی باشم اما نمیتونم!هنوز قدرت کنار اومدن با این درد ها رو ندارم چه برسه به اینکه بخوام باهاشون مقابله کنم

تا نیمه های صبح کنار پنجره بودم،که بالاخره رفتم و به زور خوابیدم

* * *

(از زبان شهاب)

در اتاقو باز کردم و کلا از هتل خارج شدم..باز من با دیدن این دختر کنترلمو از دست دادم

با صدای زنگ گوشیم از فکرو خیال خارج شدم

من_چیه؟

romangram.com | @romangram_com