#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_283
-چيكارم داري دست از سر زندگي من بردار
-حامي من كه معذرت خواستم بيا باهم مثل سابق باشيم
-تو ابروي منو زنم رو بردي چطور باهات مثل سابق باشم؟
-ميدونم اشتباه كردم اما به حرمت دوستيمون...
-ببين شهباز فعلا سوگند از هر كاري برام مهم تره بعداًشايد بخشيدمت
سوار ماشين شدم و به سمت بيمارستان
رفتم ، وارد بخش آي سي يو شدم
-سلام حال همسرم چطوره بهوش اومد؟
-هنوز نه
نگاهم از پشت شیشه ی آي سي يو به
صورت رنگ پريده ي سوگند دوختم.
اروم زمزمه كردم ميدونم روزاي خوبي
در پيش داريم ... مقاوم باش سوگندم
شب دكتربراى ويزيت سوگند به اتاقش
رفت ، همين كه از اتاقش بيرون اومدبه
romangram.com | @romangram_com