#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_281
-وضو گرفته و وارد نماز خونه شدم دو ركعت نماز شكر به جا اوردم
-براي ساعتي توي نماز خونه ي
بيمارستان دراز كشيدم....
صبح ساعت هشت وقت دادگاه داشتم ....
سوگند هنوز بيهوش بود اقاي رازقي با ديدنم به سمتم اومد
-سلام پسرم حال خانومت خوبه؟
-سلام خداروشكر ، ولي فعلا بيهوش هست
-انشاالله بهوش مياد
باهم وارد اتاقي كه دادگاه توش تشكيل
ميشد، شدم با ديدن شهباز ابروهام تو هم رفت
-سلام دوست عزيزم
-من دوست تو نيستم
-اقاي پارسا،اقاي جمشيدي خيلي توى
اين پرونده به ما كمك كردن و باعث
دستگيرى متهمه پرند ساعدي شدند
romangram.com | @romangram_com