#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_264
- توام میدونی منم بوی تنتو دوست دارم آرامش زندگیمی سوگند
لبخندی روی لبم نشست یهو یاد شهباز افتادم
- راستی حامی یه چیزی بگم ناراحت نمیشی
- نه بگو چیزی شده ...
- اون روز که تو رو بردن شهباز اینجا اومده بود
یهو عصبی گفت : چی ؟؟ با چه جراتی خونه راش دادی ؟
حامی جان ، خونه راش ندادم داشتم
خونه پدرجون اینا میرفتم دیدمش ...
اومده بود دم در خونه و تمام اتفاقا رو براش تعريف كردم
-يعني به نظرت كار پرند هست؟
-خودت چي فكر ميكني؟
-از پرند هيچ كارى بعيد نيست من بايد حتما پيش وكيل برم
-منم به بيمارستان ببر ، باشه؟
-پس سريع اماده شو ،باهم بريم
romangram.com | @romangram_com