#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_252


_خداحافظ شما....

بعد از قطع تماس با ناراحتی گوشی رو

روی تخت پرت کردم.....خدایا حال این

بچه ی بی گناه رو خوب کن چقدر باید

زجر بکشه برای دردی که خواست

خودش نبوده .....رفتم پایین ...مامان

جون با دیدنم لبخندی زد

حسام گفت : چطوری زنداداش شوهر

ذلیل ؟ یادم باشه به حامی بگم چطور از فراقش اشک می ریختی ....

لبخند غمگینی زدم

_ترانه با مشت زد تو بازوشو گفت : بدجنس ،تو هم زن میگیری

_یعنی اون روز هم میرسه منم زنی به

خوبی زنداداش بگیرم انقدر که این

عاشق حامیه اونم عاشق من باشه...


romangram.com | @romangram_com