#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_225

نمیدم کسی تو رو از من بگیره ؛فردا

برات وقت دکتر قلب گرفتم بابد فکری برای قلبتم بکنم ...

_من حالم خوبه ...

_میدونم عزیزم ولی میخوام خیال خودم راحت تر بشه .......

آماده شدم تا با حامی به دکتر بریم ،

نمیدونم برای دکتر رفتن من چه عجله اى داشت .... !

_سوگند زود باش....

خندیدم و گفتم : چشم آقای همدمم ؛ الآن میام

حاضر وآماده از اتاق بیرون اومدم و گفتم : من آماده ام بریم ...

همراه حامی تو مطب دکتر نشسته بودیم

کمی استرس داشتم ،منشی اسم ما رو صدا زد

حامی : بلند شو بریم سوگندم ...

لبخند پر استرسی زدم و با هم وارد اتاق

دکتر شدیم . دکتر با دیدنمون لبخندی زد و نیم خیز شد و گفت: بفرمایین

نگاهی به پرونده ام انداخت و چندتا

romangram.com | @romangram_com