#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_210


تو رو بگیرم تو پیش خودت چی فکر کردی

بعد به تندی بازوش و گرفت کشون

کشون به سمت در حیاط برد و گفت :

گورتو گم کن ، دیگه اینورا نبینمت وگرنه

بلایی سرت میارم که تا عمر داری یادت

نره میدونی که میتونم پس گم شو

در حیاط و باز کرد از دربیرون انداختش و درو بست ...

پرند چند فحش آبدار به من و حامی داد

و لگدی به در زد دیگه صداش نیومد من هنوز کنار در سالن ایستاده بودم

حامی اومد سمتم زیر بازو مو گرفت آرام گفت : ببخش عزیزم باید تکلیفم رو

باهاش روشن میکردم ، البته من همون

روزی که تو بی هوش شدی و فهمیدم

دوست دارم رفتم دیدنش و صیغه نامه

رو فسخ کردم ، بهش هم گفتم : دیگه


romangram.com | @romangram_com