#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_197
عاشقش شدم و هیچ شناختی روی رفتار
و شخصیتش نداشتم ، اما برام سخت
بود که چند روز مونده به ازدواجم
بخواد همچین کاری باهام بکنه ، اعصابم
خیلی بهم ریخته بود دلم میخواست یه
نفر باشه تا این حس رو سرش خالی
کنم ، وقتی اومدم خونتون، تو رو دیدم
یه لحظه فکر کردم سوگلی ... میدونستم
تو دختر آرومی هستی حتی وجدانم
نحیب زد که تو بی تقصیری ، اما این
حس سرکش نمیخواست قبول کنه ،
میدونستم تو از من خوشت نمیاد و
حتى ازم ميترسى ، حالا رو چه حسابی
بود نمیدونم ... نفهمیدم چی شد اون
پیشنهاد را بهت دادم و یکم از قدرتم
romangram.com | @romangram_com