#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_158
گفت : شوهرتو بدرقه نمیکنی دیگه
وقتی میام محل نمیدی سوگند فکر نکن
که بخوای از این خونه بری من مثل
خیلی مردا رمانتیک نیستم همینی که
میبینی هستم اگه بخوام کسی رو
دوست داشته باشم ثابت میکنم
بعد با خشونت گونه ام رو بوسید رفت
اینم یه چیزیش میشه ها... حوصله ام سر رفته بود
پاشدم لباسا رو انداختم ماشین شستم
خونه رو با یه دست گردگیری کردم یه املت برا ناهار درست کردم
داشتم ناهار میخوردم که گوشی خونه
زنگ خورد رفت روی پیغامگیر صدای
حامی تو خونه پیچید : سوگند هستی
چیزی نگفتم که دوباره صداش بلند شد سوگند الوووو
romangram.com | @romangram_com