#دریا_پارت_190
با اخم به دریا نگاه کرد ورفت
-شیدا روچی کار کردی؟امشب زیاد دور وبرت نمی پلکه
-تهدیدش کردم اگه زیاد دور وبرم باشه آمار دوست پسراشو به پدر وبرادرش می دم
-این طورکه معلومه تهدیدت خوب جواب داده
-آرشام تاوقتی من برگردم چشم از دریا برنداریا
-باشه برو خیالت راحت
دریا
نفسای داغش که به گوشم می خورد ازخودبی خودم می کرد دوست داشتم این نزدیکی ادامه پیدا کنه دراون لحظه احساس های مختلفی به قلبم هجوم آوردن اما بادرک موقعیتم واینکه رهام مال من نیست ترجیح دادم فرارکنم...خدایا بعد از رفتن رهام باید چی کار کنم؟
با اومدن شیدا ورفتن رهام دلم گرفت چون دوست نداشتم شیدا ورهامو کنارهم ببینم ازجام بلند شدم
-کجامی ری؟
-می رم پیش بابا
-وایسا رهام بیاد بعدش هر جا خواستی برو
-مگه اجازه ی من دست رهامه؟
-یه جورایی آره
-چی؟
romangram.com | @romangram_com