#دریا_پارت_179
-مگه از هرچی خوشت اومد باید بخری؟
-اصلاً خسته شدم می خوام برم خونه
-پس خرید چی؟
-بعداًخودم می یام خرید می کنم
می خواستم ازشر رهام خلاص شم واون لباسو بخرم چون به نظرم خیلی خوشگل بود وحسابی بهم می یومد
-نکنه بعداًمی خوای اون لباسو بخری؟
چطور تونست ذهنمو بخونه؟
-ولی من نمی ذارم ..امشب باید هردومون خریدامونو انجام بدیم
دوباره دستمو کشید به سمت یک مغازه برد وبه لباس پشت ویترین اشاره کرد
-به نظرت چطوره؟
با اخم به لباسی که انتخاب کرده بود نگاه کردم اما بادیدن لباس اخمام باز شد یه پیراهن آبی کاربنی بلند که تاکمر تنگ بود وازپشت دنباله داشت روقسمت سینه اش
سنگ کاری شده بود ویه کت کوتاه داشت به نظرم هم خوشگل بود هم پوشیده..تصمیم گرفتم لجبازی رو کنار بزارم ولباسی که رهام برام انتخاب کرده بخرم..به اتاق پرو رفتم ولباسو همراه کتش پوشیدم تو آینه خودمو براندازکردم خیلی بهم می یومد
-دریا لباسو پوشیدی؟
-آره پوشیدم
romangram.com | @romangram_com