#دریا_پارت_148

خداروشکر بی خیال شد

-اما حق نداری تو آشپزخونه بمونی

-رهام...

-زودباش بروتا نظرم عوض نشده

تاشام خودمو با فیلمای تکراری تلوزیون سرگرم کردم رهام مجبورم کرد یه بشقاب کامل سوپ بخورم درعوض اجازه داد نصف بشقاب فسنجون بخورم سرکه وترشی هم نذاشت بخورم شما بگید این انصافه؟؟؟

برای استراحت به اتاقم رفتم با دیدن اسم پریا سریعاًجواب دادم

-پری زود باش شروع کن

-سلام منم خوبم

-پری لوس نشو زودباش بگو

-باشه کوچولو گریه نکن می گم

صداشو صاف کرد



-بعد ازشام رفتیم خونشون قرارشد چند دقیقه پرهام وآرام باهم تو اتاق حرف بزنن اما چند دقیقه شد یک ساعت بابای آرام هرچند دقیقه یک بار با استرس به در اتاق نگاه می کرد وزیرلب ذکرمی گفت آخرشم طاقت نیاورد وبهشون گفت از اتاق خارج شن

-مگه چی می گفتن که یه ساعت طول کشیده؟

-متاسفانه تو اتاق حضور نداشتم

-خب بقیش...

romangram.com | @romangram_com