#دردسر_پارت_448

با صدایی که سعی میکرد کنترل کنه گفت:بشین.

خیلی اروم نشستم.

-از کی زنگ میزنه؟

مغزم هنگ کرده بود

بلند تر از قبل:

-گفتم از کی زنگ میزنه بهت.



به زور گفتم:خیلی ...خیلی وقته

گوشیمو محکم کوبید رو میز و از جاش بلند شد و به سمت در خروجی رفت .

بلند شدم و دویدم دنبالش .

-عرفان وایسا .. برات توضیح میدم..



(نـگار)

دوسه روزی بود ناپدید شده بودم .

چقدرم جالب که توی ماشین میخوابیدم ..


romangram.com | @romangram_com