#دردسر_پارت_275



لبمو گاز گرفتم و از بین دندونام غریدم

-به چه حقی منو اوردی اینجا؟؟

-من دکترتم ..

با جیغ گفتم

-تو هیچ خری نیستی..

دوباره عصبانیتشو از رفتارش خوندم .

چاقو میوه خوریو کوبید توی نون تست روبروش و فکش از فشار دندوناش لرزید .

لحظه ای توی همون حالت موند و بعد چشماشو باز کرد و لبخند زد ..

-دیشب حالت بد شد . تب کردی و بیهوش شدی .. باید جایی نگهت میداشتم که مراقبت باشم .. مفهومه؟



با صدای بلند شروع کردم به غرغر ..

-پسره فلج .. تو روانشناسی اخه؟تو خودت یه روانیی که یه دکتر ببینت یه سر دستو پا بسته شوت میکنت تیمارستان ..



با حرص مانتومو روی لباس کوتاهم تن کردم و دکمه هاشو بستم و ادامه فوشامو دادم


romangram.com | @romangram_com