#دردسر_پارت_263

پر بود از ستاره ..

پاکه پاک

شونه به شونم ایستاد و شروع کرد به حرف زدن

-رسول خیلی نگرانته ..

-میدونم ..

نفس عمیقی کشید ..

منم به تقلیدش نفس عمیقی کشیدم .

هوای تازه و تمیزو تا ته توی ریه هام فرستادم ..

-عاشقشی؟

برگشتم سمتش و با ابروهای بالا رفته از تعجب گفتم

-عاشق کی؟

-رسول ...

سکوت کردم ..منظورمو برداشت کرد و گفت

-پس چرا میخوای ازدواج کنی با کسی که نمیخوایش؟

-نمیدونم


romangram.com | @romangram_com