#دردسر_پارت_219

گوشیم زنگ خورد . صدای اس ام اس بود .

عرفان بود .

(دم دره . خاموش کنید . )

از همونجا دویدم سمت چراغا و خاموش کردم .غر زدنای ملت بلند شد .

سهراب جریانو توضیح داد و انگار هیجان به خون اوناهم تزریق شد .

انگار صدای پاشون میومد .

فریدون همون دی جی بود . خیره بود به من.منم منتظر بودم تا در بزنه .

یخ بودم .

اب دهنمو قورت دادم .

دیگه وقتش بود



ρѦℜЇα:

(رویا)

کلا در گیره با خودش چرا همچین نگام میکنه انگار ارثشو بالا کشیدم..ایش مگس

رومو ازش گرفتم و چشمامو چرخوندن که نگاهم افتاد به میوه های پوست کنده رفتم سمتشون


romangram.com | @romangram_com