#دردسر_پارت_206

-به تو ربطی نداره داداش کوچیکه



اخلاق تند و رک سهراب اعصاب برای کسی نمیزاشت .من عادت داشتم برای اینکه خیلی شبیه خودم بود از این نظر .اما از نظر خونسردیش اصلا شباهتی به هم نداشتیم

اون همیشه خونسرد و ریلکس بود و من عصبی و جیغ جیغو .

این افکار منو از فکر به باز بودن لباس خارج کرد و باعث شد برم و لباسو در بیارم و وقتی به خودم اومدم خودمو پای صندوق دیدم خواستم حساب کنم که صدایی مانع شد .

-نگار بیا اینجا .

سهراب بود . توی کت و شلوارا گشت میزد .

به سمتش رفتم .

-بله؟

با تفکر گفت

-اوممم به نظرت رسمی تیپ بزنم یا عادی؟

خیره شدم به سرتاپاش .

اولین بار بود که انقدر دقت میکردم بهش .

قد بلند و چهارشونه ..

استیل عادی اما میشد گفت خوش استیل .


romangram.com | @romangram_com