#در_تعقیب_شیطان_پارت_215

لیلا که شیطون تر از این حرفا بود لیوان آبی که روی میز بود رو برداشت و تموم محتویاتش رو روی صورتم خالی کرد. و شروع کرد به خندیدن.

سریع اون موهای خیسش رو گرفتم و کشیدم با کشیده شدن موهاش جیغ کشید و از دستم فرار کرد.

من: خیلی دلم برات تنگ شده بود لیلا ی دیونه.

- دل منم خیلی تنگت شده بود کجا بودی دختر یک سال رفتی و منو تو این اتاق تنها گذاشتی؟

- باور کن دست خودم نبود باید آموزش میدیم.

- خب حالا آموزشات تموم شد؟

- نه فعلا تونستم پنج تا ستاره بگیرم تازه سه مرحله از آموزش رو گذروندم.

- واا مگه چند مرحله هستش؟

- هفت مرحله.

- چی یعنی میخوای دو سال دیگه هم بری؟

- نه بابا دیوونه. این سطوح کوتاه تره اما گمونم چند ماهی بشه.

- اوهوم. خب چه خبرا؟

romangram.com | @romangram_com