#داغدیدگان_پارت_136
-ای مامان چی کار میکنی ..؟
-اینقدر این بچه رو اذیت نکن ...اخه تو چه مرگته دختر؟ ..چرا اینقدر ازارش میدی ..کم بهت محبت میکنه ...؟کم هوات رو داره ؟..تو این دوره زمونه کدوم پسری میاد دنبال یه زن بیوه مثل تو که یه بچه هم از دست دادی ..بس کن این ادا اطوارت رو ...
فروغ لب برچید ..از مادرش توقع نداشت بیوه بودنش را به رخ بکشد ..
-من که نامه ی فدایت شوم براش نفرستادم ..بره پی یه نفر دیگه ...
-اخه احمق ..نفهم ..اون تو رو دوست داره ..وگرنه مغز خر نخورده که دنبال زن فیسان چوسانی وگوشت تلخی مثل تو باشه ..
-اِه مامان ..
-کوفت ومامان ..درد ومامان ...تو من ونکشی دست از سرم ورنمیداری نه ؟ ...حداقل یه ذره ادم باش ..شخصیت داشته باش ..اینقدر پسر مردم رو نجزون ..به خدا من دیگه روی نگاه کردن تو صورت مادرش رو ندارم ..
-خب که چی ؟به خاطر خوشایند شما بهش بله بگم ..؟!
-نگو ..ولی این جوری هم رفتار نکن ..اگه همکارته مثل ادم باهاش برخورد کن ...
-کجای کاری مادر من ..یه ماهِ که جواب سلام من رو هم نمیده ..چه کشکی چه دوغی ..چه عشق وعاشقی ای ..؟
مریم بانو چنگی به صورتش زد ...
-سن الله ..بیا!! پسر به این خوبی از دستمون رفت ...حالا دیگه کجا دنبال داماد به این خوبی باشم ..؟
romangram.com | @romangram_com