#چشمان_سرد_پارت_287
من-ببین ازلباس طنین که پایینش خیسه مشخصه اونجایه جای نمناکه
آراد-شمال
-آره!اماچی داشته بهمون میگفته؟
آرادفکری کردوگفت
-بقیه عکسا!مطمئنا طنین تواوناهم علامتی داده
-آره!امابقیه عکساروکه نداریم
لبخندی زدوگفت
-اوناروفقط ازتودورکردم تااذیت نشی
من هم لبخندی زدم وگفتم
-بهتره بری بیاریشون تاشایدچیزی توشون پیداکردیم
نامطمئن بهم نگاه کردوگفت
-مطمئنی؟
-آره!برای کمترزجرکشیدنش بایداینجورچیزاروطاقت بیارم.
اون هم سرش روتکون دادورفت که عکساروبیاره
آراداومدتو وعکساروداددستم.تاچشمم به صورت زخمیش افتاددوباره عصبی شدم.خواستم عکساروپرت کنم که آرادگفت
-نه پرتشون نکن!نظمشون به هم میریزه.شانس آوردیم که اون روزهم نظمشون به هم نریخته
-مطمئنی که به هم نریخته؟
-آره چون تودست کسی ندادیشون وبعدهم من گرفتم ونشون کسی ندادم
-خوبه !حالابایدسعی کنیم رمزشون رودربیاریم
عکسارومرتب کنارهم چیدیم همون طورکه حدس میزدیم طنین بااینکه کتک خورده بودسعی کرده بودکه به مارمزش روبده
تااینجافهمیده بودیم که اون شماله.اماچه شهری؟طنین توهرعکس چندتاعدد رونشون داده بود
عددهاروکنارهم نوشتیم امااون چی میگفت
آراد-شایدشماره حروف باشه؟!
-شاید!بزارببینیم که ازکدوم حروف استفاده کرده؟ عدداول 12 هست.حرف 12 الفبای فارسی رهست وانگلیسی L
آراد-اون ازفارسی استفاده کرده پس مطمئنااوناتو رشتن
لبخندی زدم وگفتم
-آره!درسته
حرف بعدی روچک کردیم ش نبودپس مطمئناسعی کرده اسم خیابون روبگه
-به یه نقشه احتیاج داریم که اسم خیابونای رشت روداشته باشه
romangram.com | @romangram_com