#چادر_گلی_پارت_89
-پس كجا باشم؟
- فكر كردم رفتى.
-يعنى فكر كردى تنهات مي ذارم؟
-شهرام؟
- جانم؟
- مي دونستى من حامله بودم؟
- آره.
-سقط شد.
ـ فداى سرت، يكى ديگه ميارى مامان خانووم.
- خيلى حالم بده.
-بهش فكر نكن فدات شم.
-كى مرخص مي شم؟
با اين حرفش قلبم تیر کشید، نمی دونست که حالا حالا باید اینجا بمونه.
- شهرام، کجايي، مي گم كى مرخص مي شم؟
- نمي دونم عزيزم دكترت بايد بگه.
- خوشم نمياد از اينجا، مي خوام برم خونه.
- مي ريم عزيزم ،زود مي ريم.
و دستش رو تو دستم گرفتم.
گوشيم كه زنگ خورد نگاه ماهرخ رفت سمت گوشيم.
- مامانه. حتما داره میاد پیشت.
romangram.com | @romangram_com