#بوی_نا_پارت_311
-شما با این وضعیت؟!
-خب مگه چیه بابا جون؟
-شما صلاح نیس دیگه کار کنی!امانت مردم تو شیکم ته!پس فردا خداي نکرده یه عیب و ایرادي بکنی من چه جوري جواب حاج آقا عباس رو بدم؟
-چه عیب و ایرادي؟
-زن پا به ماه مگه می تونه کار بکنه؟!
» سارا خانم با کلافگی گفت «
-پا به ماه چیه مرد؟حالا کو تا نگین پا به ماه بشه!؟
-دختر که حامله شد می شه پا به ماه دیگه!حالا پا به یه ماه!پس فردا می شه پا به دو ماه!باید از همون روز اول و ماه اول مواظب بود و سبک سنگین نکرد!
-آخه بابا جون من که تو شرکت کاري نمی کنم!
-اصلا حرف شرکت رو نزن!راستش داشتم فکر می کردم که شرکت رو بگیرم دست خودم!تو باید دیگه فقط
استراحت کنی!بري قدم بزنی!پارك بري!براي بچه ت لباس ببافی!کلاه ببافی!جوراب ببافی!دستکش ببافی!چشم به هم بزنی و نوه م اومده و مونده بی لباس!
آقا جون خب اینا رو براش می خریم! «
-لباسی که مادر خودش با دست خودش براي بچه ش ببافه چیز دیگه س!تو هر گره اي که به کاموا می زنه عشق و محبت لونه می کنه بابا جون!عزیزم!جونم!عمرم!
-آخه بابا جون من بافتن بلد نیستم!
-خب یاد بگیر!تازه اینم یه سرگرمی می شه برات!هم یه هنر یاد می گیري و هم می شه لباس براي بچه ت!صبح که از خواب بلند می شی یه صبحونه می خوري و می ري یه ساعت قدم می زنی و برمی گردي و تا چهار تا رج ببافی و شوهرتم از بازار برگشته خونه!تازه کتابم هس،تلویزیونم هس،ماهواره م هس،این وامونده چیه،دي وي دي ام هس،رادیو ام هس،ضبط م هس!اوووووه!انقدر سرگرمی داري که نمی دونی به کدوم برسی!خیال تونم از پول و حقوق و کار و خونه و اجاره خونه م راحت می شه!
-آقا جون مهرداد بازار نمی آد!
-بیخود می کنه نمی آد!پس از کجا می خواد خرج زن و بچه ش رو بده؟
-گفتم که!فعلا من!...
-شمام بیخود گفتی!اگه فکر شرکتی که من خودم براش نقشه ها دارم!می خوام مدیریت ش رو بدم به یکی از
romangram.com | @romangram_com