#بوی_نا_پارت_278

حالا که نکرده تو بکن!

خودش میاد جلو!

اگه نیومد چی؟!

می اد!

اگه ما مجبور شدیم بریم جلو چی؟!

چه اجباري داریم!یه خرده که صبر کنیم انقدرمهرداد به جونش نق می زنه که مجبور می شه بیاد جلو!

مرد حرف منو گوش کن!من یه چیزي می دونم که بهت می گم!

خانم بزار ببینم چیکار می کنم!شما کاري به این کارا نداشت هباشین!

این حرف اخرته!؟

اول وا خر !والسلام!

پس گوش کن ببین چی می گم!

بگو که بازار دیر شد!

اماده باش براي نوه دار شدن!

» اینو که سارا خانم گفت و حاج حسنم مات شد بهش ! یه خورده بعد اروم گفت «

چی؟!

همونکه شنیدي!

چی شنیدم؟

نوه!نوه دار شدن!

چه جوري؟


romangram.com | @romangram_com