#بلو_پارت_258


عمو-کجاست؟

رضا-آهان! پس اومدی دعوا؟

عمو-زنگ میزنی نویدُ تهدید میکنی یعنی پشتتون غایمش کردین.

«ارسلان با حرص و لحن بدی گفت:» که مثلا آره ، خب؟!!

رضا-امیر ارسلان صبر کن.

عمو-حیثیتمونو به باد داده.

رضا-بچه رو دزدیدن، خودش که خونه ی یارو نرفته.

عمو-این همه دخترو چرا نمی دزدن؟ اصل دختر صادق قاتلُ می دزدن؟

ارسلان تند تند عین باباجون گفت:

-درست حرف بزن درست حرف بزن عمو، عــــمـــــو درست حرف بزن!

رضا-امـــــــیر!

ارسلان-دِ بی مرام تو داداشی؟ تو بهش میگی صادق قاتل مردم چی میگن؟

بغضم داشت منفجر میشد، بی معرفت.... چشور دلش میاد؟ بابای بیچاره ی من.

romangram.com | @romangram_com