#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_572
مهرداد لبخندی زد
- کارشون عالیه ، تحسین کننده ست
صدای بهرام
بعد از اینکه این کار تموم شد با من میای بریم غار علی صدر
صدای آسمان
عالیه عزیزم
صدای بهرام
پس من کارها رو به راه می کنم از حالا فقط استراحت و لذت بردن از زندگی
سوزن چیام بلند شد و خمیازه ای کشید ، با حالتی مسخره گفت :
از حالا تا آخر عمر توی زندان وقت دارند
از دفتر بیرون رفت .
فصل پانزدهم
تیموریان و دو تن از کارآگاهان دیگر به همراهی سوزن چیان در اتاق شنود ، به حرفهای بهرام ایروانی و آسمان زادمهر در موقعه خوردن صبحانه گوش می دادند
romangram.com | @romangram_com