#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_254
آسمان هم چرخید و باز مجله را به دست گرفت :
- بله قبلا گفتی
و بهرام همانطور جواب داد
- پس اون ماجراها رو فراموش کن
آسمان هم با نگاه به مجله آرام جواب داد
- سعی می کنم
بهرام صدایش را شنید و لبخندی محو بر لب آورد ولی بطرف او نچرخید ، آسمان هم به مطالعه اش ادامه داد ، بعد از گذشت ده دقیقه بهرام بطرف او چرخید و به مجله ای که در دست او بود نگاه کرد ، ناگهان اسم و عکسی دید که او را جذب کرد ، نگاهی به آسمان کرد و متوجه شد که او می خواهد ورق بزند ، با صدای مشتاق گفت :
ببخشید
آسمان با چشمانی کنجکاو بطرف او چرخید و او ادامه داد
می تونم این صفحه رو ببینم
آسمان نگاهی به مجله کرد و آنرا بطرفش گرفت :
خواهش می کنم
بهرام با لبخند مجله را از او گرفت :
romangram.com | @romangram_com