#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_209
بهرام با صدای خوابالود به او غرید :
مرگ
- ممنونم ، دارم میام دنبالت
چته ؟ چی می خوای ؟ میای دنبالم که چه کنی ؟ ساعت نه صبح ِ بگیر بخواب
ساعت نه ؟ ساعت هفت صبح
بهرام فریاد بلندی کشید
دیوانه ساعت هفت صبح زنگ زدی که بگی دردت چیه ؟
آماده باش می خوایم بریم پارکور (Parkour )
می خوام بخوابم اینطرفا بیای مُردیا
از این هوا ها دیگه پیدا نمیشه ، پاشو من ده دقیقه دیگه پائینم
نمیام
می دونی که می برمت پس پاشو
بهرام فریاد بلندی کشید و گوشی را قطع کرد ، ولی گوشی دوباره و صدباره زنگ می خورد ، تا اینکه بهرام با آه بلندی روی کمرخوابید و گوشی را باز دم گوشش گذاشت ، فریاد کشید
مرگ
romangram.com | @romangram_com