#به_من_بگو_جذاب_پارت_263


″سوزاک رو اشتباه نوشته، سربرگ هم جعلیه.″

مگ برگه رو توی مشتش مچاله کرد و گفت:

″چرا به محض اینکه رسیدی اینجا اینو بهم نشون ندادی؟″

″ترسیدم نذاری سکس داشته باشیم.″

″تد...″

تد خیلی عادی نگاش کرد و گفت:

″می تونی حدس بزنی کار کیه؟″

مگ به پیام روی آینه ی حمامش فکر کرد و گفت:

″یکی از میلیون ها زنی که چشمش دنبال توئه.″

تد حرفشو ندیده گرفت و گفت:

″نامه از آستِن پست شده ولی این معنی خاصی نداره.″

الان وقتش بود که بهش بگه مادرش سعی کرده اخراجش کنه اما نمی تونست تصور کنه فرانچسکا بودین کار شرم آوری مثل فرستادن این نامه انجام بده. بعلاوه فرانچسکا قطعا حواسش به غلط املایی می بود و شک داشت سانی اصلا همچین اشتباهی بکنه مگر اینکه عمدا این کارو کرده باشه تا رد گم کنه. کایلا،زوئی و بقیه ی زنهایی که در مورد تد برای خودشون فانتزی ساخته بودن...مگ نمی تونست براساس نگاه های بدی که بهش می کردن متهمشون کنه. کاغذو پرت کرد روی زمین و گفت:

″چرا لوسی مجبور نبود با این مزخرفات دست و پنجه نرم کنه؟″

″ما بیشتر وقتمونو توی واشنگتن می گذروندیم و راستش لوسی مثل تو دیگرانو عصبی نمی کرد.″

romangram.com | @romangram_com