#به_من_بگو_جذاب_پارت_210
" تا حالا فکر می کردم میدونی نباید به کسی که خیلی نمی شناسیش توهین کنی."
اِما به آرومی سرش رو پایین آورد و با پیشونیش سه بار روی میز کوبید. کِنی کمر همسرش رو نوازش کرد و لبخند زد. برق تفریح و سرگرمی توی چشمهای تد می درخشید،مگ خیلی واضح شنیده بود سانی و اسپنس همسر کنی رو اِما صدا کرده بودن ولی می دونست گفتنش بی فایده است. با صدایی آهسته و کشیده گفت:
"واقعا معذرت میخوام بانو اِما. امیدوارم قبل از اینکه گردنم رو بزنید اجازه بدید آخرین شاممو بخورم."
توری دماغشو چین داد:
"لازم نیست تیکه بندازی."
اِما به مگ نگاه کرد و گفت:
"این ها عادتشونه."
کِنی بوسه ی خرسندی روی لبهای همسرش نشوند بعد به مکالمه اش با اسپنس در مورد چوبهای گلف جدیدش ادامه داد. تد سعی کرد به مکالمه شون ملحق بشه ولی سانی تمام توجه تد رو فقط برای خودش می خواست و می دونست چطور اینکارو بکنه.
"کارایی باکِ چرخِ سلول سوخت جدیدت چنده؟"
مگ حتی نمی دونست این چیزا یعنی چی ولی تد مثل همیشه مودب و خوش مشرب بود و جواب داد:
"سی و هشت تا چهل و دو درصد،بسته به میزان بار."
سانی خوشحال از توجه تد بهش نزدیکتر شد.
اسپنس مگ رو دعوت به رقص کرد و قبل از اینکه بتونه رد کنه دو تا دست زنونه بازوهاشو گرفتند و بلندش کردند. شلبی با مهربونی گفت:
"مگ خیلی وقته منتظر پیشنهادته."
romangram.com | @romangram_com