#به_من_بگو_جذاب_پارت_203


مگ باید اعتراف می کرد که استراتژیِ هوشمندانه ایه. مطرح شدن به عنوان یه پیشگامِ محیط زیستی می تونست عقده های بزرگه اسپنس رو ارضا کنه.گفت:

″ولی هیچ وقت نشنیدم اسپنس از این مسائل حرفی بزنه!″

″تو این مدت بیشتر سرگرمِ نگاه کردن به سینه هات بود که البته ارزش نگاه کردن رو دارند.″

″جدی؟″

مگ به سپر ماشینش تکیه داد،لگنش کمی به سمت جلو اومده بود و شورتش روی استخون لگنش آویزون بود،خیلی خوشحال بود که می تونه کمی وقت برای فکر کردن در مورد چیزهای جدیدی که در مورد تد بودین فهمیده بود بخره.

″آره.″

تد لبخند یه طرفه ای که تقریبا خالصانه به نظر می رسید زد‌.

مگ گفت:

″خیلی عرق کردم.″

″برام مهم نیست.″

″عالیه.″

مگ می خواست اعتماد به نفس تد رو از بین ببره و همونطور که تد اونو لرزونده بود بدنشو به لرزه دربیاره به خاطر همین کلاهشو درآورد و پایین تیشرتِ خیلی تنگِ پاره شدشو گرفت و از سرش بیرون کشید.

″من جوابِ رویاهای شهوانی توام پسرِ بزرگ. سکس بدونِ چرندیاتِ احساسی ای که ازشون متنفری!″

تد به سوتینِ آبیِ سکسیش که به خاطر خیسیش به پوستش چسبیده بود نگاه کرد و جواب داد:

romangram.com | @romangram_com