#به_من_بگو_جذاب_پارت_161


ولی تد،اسکیپجک و دخترش رو به سمتِ شبلی تراولر چرخوند و خودش به سمت همسر کنی اومد. با این حال اول با تکون آروم سر به مگ اشاره کرد.

مگ گفت:

"چیه؟"

تد نگاهی به توری و اِما انداخت:

"کسی می خواد بهش بگه؟"

توری موهاشو کنار زد:

"من نه."

اِما گفت:

"منم نه."

تد شونه ای بالا انداخت و قبل از اینکه مگ بتونه بپرسه راجع به چی دارن حرف میزنن با چشمهای پلنگیش میخش کرد:

"اسپنس می خواد ببینتت و بهتره همکاری کنی. بهش لبخند بزن و درباره ی امپراطوریِ تجهیزات لوله کشیش ازش سؤال بپرس. عاشقِ سیستمِ توالت جدیدشِ موضوع خوبیه برای بحث."

وقتی مگ یه ابروشو بالا داد،اون چرخید سمت اِما:

"و تو..."

"می دونم و خیلی خیلی متاسفم. من واقعا قصد داشتم اول در موردش با خودت حرف بزنم."

romangram.com | @romangram_com