#باورم_شکست_پارت_345
- دو روز دیگه ازدواج کنه و بره ما چه کنیم محمود؟
- شکر خدا. همین که دلش خوش و زندگیش برقرار باشه کافی نیست؟
- اون که صد البته. ولی کاش شرط بگذاریم.
فنجانش را روی میز گذاشت و موشکافه نگاهش کرد.
- شرط؟
- آره دیگه؛ شرط کنیم با ما زندگی کنند.
به سختی جلوی خنده اش را گرفت . نه مه لقا ناراحت می شد، نه آن طفل معصوم از خواب می پرید.
- من همچین کاری نمی کنم.
- محمود!
- جان محمود، آخه این چه حرفیه؟
- پس اصلاً ...
- لابد شوهرش ندیم؟
romangram.com | @romangram_com