#باورم_شکست_پارت_339
- لطف دارید شما. یعنی با این مسئله مشکلی ندارید.
- البته که نه، چه مشکلی بابا جان.
خیالش را راحت کرد. مهم انجام دادن کار بود که با نظارتش انجام می شد. اما نمی دانست چرا احتیاج می دانست توضیح دهد که قرار نیست مدام به کار سر بزند. احتمالاً این هم اثرات تابان ها بود که مجبورت می کردند توضیح دهی، قبل از آنکه سؤالی مطرح شود.
- حالا اواسط ماه که بریم...
صدای گوشی اش ،رشته کلام را برید.
- معذرت می خوام مهندس.
- خواهش می کنم، بفرمایید.
تا مکالمه اش تمام می شد، بهتر بود نقشه ی اولیه ای را که آماده کرده بود را پیدا کند . از جایش برخاست و به سمت میز کارش رفت.
- مگر تمام شده؟
- ......
- حالا خودش حواسش نبوده، شما ها دیگه چرا؟
romangram.com | @romangram_com