#بر_خاک_احساس_قدم_میگذارم_پارت_262

مشغول شیرین کردن چاییش بود که نگاهم به چشمک گوشیش افتاد میدونستم تا ثانیه ای دیگه کسی زنگ میزنه نمیدونم چرا قلبم تند تند میزد از جام بلند شدم و به بهونه عوض کردن کانال تلوزیون کنترل رو از روی میز برداشتم که همزمان ویبره گوشیش بلند شد تمام وجودم شد چشم و به صفحه زل زدم..چشمام تنگ شد اخمام تو هم گره خورد و حس میکردم هر لحظه امکان داره قلبم از سینم بیرون بیاد دستام کاملا سرد شده بود..باز هم همون ال انگلیسی مشکوک..خدایا اینجا چه خبره؟!

-هانا کجا رفتی؟

هول شدم سریع به حالت ایستاده در اومدم و بلند گفتم: گوشیت داره زنگ میزنه..و گوشی رو برداشتم مقابلش ایستادم و به سمتش گرفتم..خدا میدونست من از اون چقدر بیشتر مشتاق بودم تا تماس رو جواب بده حتی حاضر نبودم سانتی متری از جام تکون بخورم..گوشیش رو از دستم گرفت :

-بده ببینم کیه

گوشی رو گرفته بود تو دستش و حرکتی نمیکرد نیم نگاهی به من انداخت..ترسم بیشتر شد:کیه؟ پس چرا جواب نمیدی ..؟؟

لبش رو تر کرد و از جاش بلند شد..به سمت اتاق خواب رفت تا حرف بزنه که پشت سرش راه افتادم ولی وسط راه برگشت..با حالتی خاص گفت: قطع شد..بیخیال کار داشته باشه باز زنگ میزنه! و رو صندلی نشست و مشغول لقمه گرفتن شد نمیدونم چرا حس میکردم به طرز عجیبی میترسه و سعی داره این ترس رو به هر نحوی که شده پنهون کنه.حالم بد شد...به دیوار پشت سرم تکیه دادم داشتم دیوونه می شدم.

*********

با این حال خودمو کنترل کردم و نشستم سر میز به محض اینکه نشستم گوشیش زنگ خورد..سریع از رو میز برداشتم نمیدونم چی شد گوشی رو از دستم کشید و چنان دادی زد که حرف تو دنم ماسید دکمه خاموش رو فشرد واونو رو زمین پرتش کرد که هر تکه اش یه طرف افتاد:

-به درک که کار واجب داره به تو چه

چشمام گرد شد و شوک زده به قطعات فلزی که روی زمین پخش شده بود چشم دوختم، دستام رو هوا مونده بود اخم غلیطی کردم دیگه نتونستم خودمو نگهدارم:

-به من چه؟؟؟ عصبانی تر از قبل و بلند تر از قبل گفت اره به تو چه؟شده تا حالا یه بار بیام تو گوشیت سرک بکشم که حالا میخوای تماس منو جواب بدی؟؟؟

-صداتو بیار پایین اول صبحی...درست صحبت کن مگه تا حالا دست به گوشیت زدم؟

با همون لحن گفت:نزدی قرارم نیست بزنی

-اتفاقا میزنم از این به بعدم بیشتر میزنم جنابعالی دیگه ازدواج کردی گوشی و حریم شخصی و کوفت و زهرمارم تو کت من نمیره ..این روانی کیه از صبح تا حالا صد دفعه زنگ میزنه قطع میکنه که بخاطرش داری سر من داد میزنی؟؟؟؟؟

-هرخری که هست...توحق نداری تو گوشی من سرک بکشی و وایسی منو سین جیم کنی

- زنتم، این حقم دارم که شب و روز گوشیتو چک کنم.. شاید تو به خودت شک داری..میگم این یارو کیه از صبح داره زنگ میزنه؟؟

-هانا منو دیوونه نکن...میزنم یه کاری دستت میدم پشیمون میشی

عصبانی تر از قبل گفتم:بهت میگم این کیه که زنگ میزنه جلوی من جوابشو نمیدی؟؟؟؟؟؟؟ دستشو کشید و هرچی رو میز بود رو پرت کرد پایین با داد گفت:

-به تو مربوط نیست...صدای منو بالا نبر..برو اونور تا یه بلایی سرت نیاوردم


romangram.com | @romangram_com