#باغ_پاییز_پارت_344
خندیدم و گفتم:
-تو هنوز بهش میگی استاد؟
بنفشه با ظرفی که محتویاتش اجیل بود به سمت من امد و ظرفی را جلوی من و دیگری را جلوی احمد گذاشت و گفت:
-راستش یه کم سخته برام به اسم صداش کنم. اسمش چی بود؟
لبخندم رو پررنگتر کردم و گفتم:
-کامیار.
بنفشه سر تکان داد و گفت:
-تا تو کمی اجیل بخوری الان برمیگردیم.
و بعد رو به احمد گفت:
romangram.com | @romangram_com