#با_بهار_پارت_123

ملتمسانه گفت ک بهار !

گفتم : حالا که نمی شه باید صبر کنیم مدرسه ها باز بشه اون موقع شاید بتونم یه بهانه ای بتراشم ولی فقط یه بار . پس بهتره اونو بذاریم برای آخرین روزهایی که توی ایران هستین .

گفت : یعنی روز خداحافظی یا بهتر بگم روز وداع؟

گفتم : هراسمی که دوست دارین روش بذارین .

گفت : بهار دلت خیلی سنگه بر خلاف ظاهرت که انقدر لطیف و قشنگه دلت هیچ نرم نیست .

گفتم : هر آدمی ممکنه در تشخیص اشتباه کنه حتی شما .

گفت : یعنی من اشتباه میکنم ؟

گفتم : بچه که بودم بهش ما به چشم یه موجود خارق العاده نگاه می کردم سعی داشتم الگوی من در زندگی شما باشین از شما تقلید می کردم ودوست داشتم کتاب جزء لاینفک من و زندگیم باشه . حرفای شما همیشه برام حرف اول و آخر بود . حتی وقتی بزرگ تر هم شده همین طور بود .

romangram.com | @romangram_com