#آنتی_عشق_پارت_156
با خنده از جام بلند شدم و بلند بلند گفتم :
_ هامين تو اگه بِتون بودي الان مامان خودتو سرجاش مينشوندي تا واسه زندگيت تعيين تکليف نکنه .
بعد از چند لحظه مکث سري با اطمينان تکون دادم و گفتم :
_ هستم . ...
با يه نفس عميق از اتاق بيرون رفتم . وارد آشپزخونه شدم و بي معطلي مامان و که پشت ميز نشسته بود از پشت ب*غ*ل کردم و صورتشو ب*و*سيدم . وقتي ديدم واکنشي نشون نداد يه بار ديگه محکمتر ب*و*سيدمش و شونه هاشو فشار دادم . بالاخره يه لبخند يواشکي رو لبش نقش بست و منم با خيال راحت پشت ميز نشستم . بابا با لبخند واسم چشمک زد که يعني : پسر خودمي !
حين صبحونه خوردن بابا ازم خواست بعد از صبحونه باهاش برم نمايشگاه و يه ماشين واسه خودم انتخاب کنم . منم انگار منتظر شنيدن همچين پيشنهادي از دهن بابا بودم چون رو هوا قاپيدمش و گفتم : حتماً ...
موقعي که ميخواستيم با بابا از خونه بزنيم بيرون مامان تاکيد کرد که واسه ناهار برگرديم و يادآوري کرد که واسه شام ميخواد همه ي فاميل و آشنا رو دعوت کنه . خداييش خودم هم خيلي کنجکاو بودم فاميل و ببينم . خصوصا فرهود پسر يکي از دوستاي بابامو که تا 15 سالگي باهاش دوست صميمي بودم اما با رفتنم به اروپا ارتباطمون کم وکمتر شد تا جايي که الان چند سالي ميشد هيچ خبري ازش نداشتم ، اوايل ارتباط تلفني اي بود و گاهي ايميل اما الان خيلي وقت بود هيچ خبري ازش نداشتم و مشتاق بودم دوباره ببينمش .
فکر اينکه ميشا هم امشب مياد و مامان ممکنه حرکت ناگهاني اي انجام بده کمي بهم استرس ميداد اما در کل آدمي نبودم که بشينم واسه اتفاقي که هنوز نيوفتاده کاسه ي چه کنم چه کنم دست بگيرم به خاطر همين اون استرس و عقب روندم و ترجيح دادم به جاي استرس به هيجان و کنجکاويم ميدون بيشتري بدم .
وقتي به نمايشگاه رسيديم از ديدن اون همه ماشين مدل سال 2012 تعجب كردم ، فكر نميكردم نمايشگاه بابا اينهمه آپديت باشه . در واقع انقدر دستم براي انتخاب باز بود که خودم هم گيج شده بودم چي ميخوام . خصوصا که بابا هم اصرار داشت ماشين و به عنوان هديه ي برگشت ازش قبول کنم و اين باعث ميشد بدون توجه به قيمت نگاهم دنبال بالاترين مدلا باشه . خود بابا هم منو به اين کار تشويق ميکرد چون وقتي سردرگمي منو تو انتخاب ديد منو به سمت يه بي ام دبليو ام6 برد و پرسيد :
_ نظرت درباره ي اين چيه ؟
با دهني باز و چشمايي گشاد شده نگاهمو از ماشين گرفتم و به بابا دوختم ،
_ جدي ميگين بابا ؟
romangram.com | @romangram_com