#آنتی_عشق_پارت_131

-ديشب که بهت سخت نگذشت؟

-مادر من بيگاري که نيومده بودم... بالا سر دوستم بيدار موندم...تازه دم دماي صبحم گرفتم خوابيدم...

-خوبي دخترم؟

واي مامانم چه نوني بهم قرض ميده....اي مهراب پات هميشه قلم بشه... واي نه... دوس ندارم باز اين مدلي افقي ببينمت. خدا حرفمو پس گرفتم.

خنديدم وگفتم: اره جيگلي من .... اکي اکي ام... دوستم که مرخص بشه ميرم يوني کده ... عصرم ميرم باشگاه...

-واي ميشا اينطوري که برسي خونه جنازه ميشي....

-تو هم که بدت نمياد....

مامان با عصبانيت گفت:زبونتو گاز بگير...

-خودت ميگي...

مامان تند گفت:ميگم بس کن...

-باشه بلاي من... کاري امري دستوري...فرمايشي؟ميخواي پيش مرگت بشم؟

-خوبه خوبه اينقدر زبون نريز...

-چشم جوجه ي من... من برم؟

romangram.com | @romangram_com