#آنالی
#آنالی_پارت_84

ارسن: چرا چرا یهو تصمیمت عوض شد؟

_ من مریضم ارسن، من مطمئنم ما باهم دیگه خوشبخت نمیشیم!

ارسن: اما آنالی..

_ ارسن برووو...

ارسن: ولی..

_ برو و به ارزوهات برس، پیشرفت کن... ازدواج کن.

"همیشه یه چیزایی برای پنهون کردن وجود داره.. یه چیزایی که همیشه مثل یه الماس بزرگ تو صندوقچه قلبمون هستن، ممکنه خاطره های خوب یا بدی باشن اما ما نمیتونیم هیچوقت اونا رو از یاد ببریم چون اونا بخشی از زندگی ما بودن.. #ضحی_رحیمی"

*********

قبول تقصیر من بود هر جا می خوای برو

بده ازم دور شو که صدام نرسه به گوشت

دیگه خبر ندارم الان عشقم کجاست

دیگه حتی نمی دونم قرار چی بپوشه

بعد تو زندگیم شده پر از استرس

این روزا عشقم کجایی ای وای به دادم برس

من باهات راه نیومدم بگو کیا باهات هم پا شدن

قبلا گفته بودم از وقتی تو رفتی تنها شدم

نه خبر نداری از حالم فکرم درگیر اینه کجایی

هر جایی که دلت می خواد برو منم واسه خودم دارم خدایی

حس می کردم خوشبخت ترینم عشق و تو چشای تو دیدم

اما حالا واسه این که از دور دوباره ببینمت دیگه نا امیدم

تجربه کن آدما رو تجربه کن

اصلا بعد من یه بند با مرد و زن حرف بزن بخند بلند به من

نبند اون جفت چشمات و روی من

بعد من کی تعصب داره رو تو

عوض نمی کنه با دنیا یه تار موتو

می جنگه با همه آدما واسه حفظ آبروت و

♫♫♫♫♫♫


romangram.com | @romangraam