#آنالی
#آنالی_پارت_110
_ جانم بگو؟
مامان: تو این دور و زمونه پسر خوب خیلی کم پیدا میشه، پسر ایده ال کمه، باید حواستو جمع کنی! این پسر هم از لحاظ مالی و همه چی خوبه، سعی کن بتونی مخشو بزنی.
یک لحظه حس کردم قیافم شبیه اون ایموجی شده که لبش صافه و بی تفاوته! تا بحال هیچ وقت همچین جمله هایی رو از مادرم نشنیده بودم و خدا خدا میکردم شایان هم حرف های مادرم رو نشنیده باشه.اب دهنم رو به سختی قورت دادم و گفتم:
من باید قطع کنم مامان، کاری نداری؟
مامان هم که فهمید تمایل چندانی به صحبت ندارم گفت:
این چیزهایی که گفتم رو خوب آویزه گوشت کن! نه کاری ندارم، مواظب خودت باش. میبینمت.
_خداحافظ.
تلفن رو قطع کردمو رو به شایان گفتم:
راه نمیوفتی؟
شایان سری تکون دادو ماشین رو روشن کرد و اهنگ شادی زد:
سر به هوا کجا میری
از کی نشونه میگیری
خونه ی تو قلب منه چرا بهونه میگیری
هر جا بری دنبالتم
خیال نکن خیالتم
حقیقته زندگیتم جواب بده سوالتم
پرسه بزن تو حال من نقشه چشات تو فال من
افتاده بود عکس یه گل تو تعبیر امسال من
سر به هوا ماله منی عشق منی جونه منی
کجا میری که ناجیه حال دگرگونه منی
دنیای عشقت تو هوات دریای آتیشه چشات
نگاه بکن به خواهشم نشسته درویش نگات
بودنه تو یعنی نفس رهایی از حبس قفس
برای تنهایی من تو باشیو همینو بس
پرسه بزن تو حال من نقشه چشات تو فال من
افتاده بود عکس یه گل تو تعبیر امسال من
سر به هوا ماله منی عشق منی جونه منی
romangram.com | @romangraam